بنانیوز، اخبار صنعت ساختمان

چهارشنبه، 28، شهریور، 1397 | Wednesday، 19 September، 2018
بنر تبلیغاتی کاوش

معرفی دکتر فرشید مالک قاینی

کد خبر: 86719
شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 9:4
نمایش: 193

بنانیوز-جناب آقای دکتر مالک از باسابقه ترین اساتید دانشگاه ایران در زمینه علوم و فناوری های جوشکاری و بازرسی فنی می باشند. ایشان نزدیک به سه دهه در صحنه فعالیت های صنعتی ، آموزشی ، مشاوره و پژوهشی در زمینه های مختلف مهندسی جوش شامل بازرسی و مدیریت کیفیت حضور داشته که حاصل مکتوب آن تدوین ده ها طرح پژوهشی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا و مشارکت در تالیف مقالات فراوان می باشد.

از تحصیل در دانشگاه صنعت نفت آبادان تا حضور در جبهه های جنگ و از تحصیل در دانشگاه کرنفیلد انگلستان تا تدریس در دانشگاه تربیت مدرس و مشاوره به صنایع گوناگون، هر متخصص جوشکاری و بازرسی را کنجکاو می سازد تا ایشان را که به حق یکی از مفاخر علمی و چهره های ماندگار دانشگاه و صنعت جوشکاری و بازرسی این مرز و بوم هستند، بهتر بشناسد.

این گفت و شنود برای اینجانب که طی سالیان گذشته فراوان از محضر جناب آقای دکتر مالک آموخته ام، بسیار ارزنده بود. بطوری که گاه تصور می کردم دوباره سرکلاس درس استاد حضور دارم. امیدوارم که شما کاربر گرامی نیز از مطالعه این خاطرات لذت برده و از آن بهره ببرید.

سوابق اجرایی

  • بیش از ۳۰ سال سابقه کار دولتی از جمله بیش از ۲۶ سال سابقه تدریس در دانشگاه تربیت مدرس
  • مدیر دپارتمان مهندسی مواد دانشکده فنی و  مهندسی دانشگاه تربیت مدرس برای بیش از ۱۰ سال
  • تعلیم بیش از ۵۰ دانشجوی کارشناسی ارشد و ۱۰ دانشجوی دکترا
  • مشاور صنایع و شرکت های گوناگون

 

دفتر کار جناب آقای دکتر مالک در دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه تربیت مدرس

 

سلام جناب دکتر، روزتان به خیر، از اینکه فرصتی اختصاص دادید تا تجربیات سال ها فعالیت تان در صنعت جوشکاری و بازرسی ایران را شنیده و به اطلاع مخاطبان پایگاه ولدیکا که اغلب آنها از دانشجویان و یا متخصصان صنعت جوشکاری و بازرسی این مرز بوم هستند، برسانیم، بسیار سپاسگزاریم. هرچند که جنابعالی شخصیتی شناخته شده در عرصه مهندسی جوشکاری و بازرسی ایران هستید، اما مطابق روال مرسوم، لطفا در ابتدا خود را معرفی فرمایید.

ابتدا از شما و پایگاه ولدیکا که تلاش دارید تا سوابق فعالان صنعت جوشکاری و بازرسی ایران را گردآوری و منتشر نمایید، سپاسگزاری می کنم. من فرشید مالک قاینی، متولد مهر ماه ۱۳۳۸ هستم. تولد اینجانب در تهران صورت گرفت اما شناسنامه ام صادره از شادگان (ماهشهر) است. علت این امر به شغل پدرم، مرحوم سرهنگ فرهاد مالک قاینی، بازمی گردد. هنگام تولد من ایشان با درجه سروانی مامور و مشغول خدمت در استان خوزستان بودند و به دلیل سطح وظیفه شناسی و تعهد بالایی که در تمامی خاطراتم از ایشان سراغ دارم، در آن هنگام شرایط سفر به تهران نیافتند و لذا در همان محل انجام وظیفه اقدام به دریافت شناسنامه برای من نمودند. اینجانب فرزند سوم از چهار فرزند خانواده بودم که به واقع مادر ما خانم مریم پرویندخت شاملو هروی، در تربیت ما نقشی فراوان داشتند.

در دوران کودکی ام به دلیل شغل پدر به طور مستمر در سفر بودیم و هر چند سال یک بار به شهر جدیدی نقل مکان می کردیم. لذا من این توفیق را داشتم که در دوران کودکی و تحصیل بسیاری از نقاط ایران عزیز، از تهران تا اهواز و هویزه، از شیراز تا گناوه و تربت حیدریه و از بجنورد تا تبریز را تجربه نمایم و مصداق این شعر پربار باشم که "همه ملک ایران سرای من است."

 

از دوران تحصیل خود برای مان بگویید؟ زندگی و تحصیل در آن روزگار چگونه بود؟

تحصیل خود را در پنج سالگی از مدرسه "پانزده بهمن" شهر بجنورد آغاز نمودم که میانه همان سال به تهران آمدیم و نیمه دوم را در مدرسه "سیاس نارمک" به انجام رساندم. در دوران مدرسه با تشویق خانواده ، دانش آموزی ممتاز شده و با همت پدر موفق شدم تا با مطالعه سرعت یافته ، دو سال پنجم و ششم را در تعطیلات تابستانی به انجام برسانم. لذا در سن ۱۶ سالگی دیپلم خود را از دبیرستان "خوارزمی" واقع در خیابان تهران نو اخذ نمودم.

در سال ۱۳۵۴ وارد دانشکده نفت آبادان شدم. مطابق روال آن روزگار دانشکده نفت آبادان، همه دانشجویان، کارکنان شرکت ملی نفت ایران محسوب شده و تعهد خدمت پس از فارغ التحصیلی داشتند. نکته جالبی که از هنگام ورود به دانشکده نفت آبادان به خاطر دارم، این است که اولین سال تحصیلی در این دانشگاه یک ماه زودتر از سایر دانشگاه ها یعنی در شهریور آغاز می شد و این ماه فقط به منظور آموزش فشرده زبان انگلیسی برنامه ریزی شده بود. به بیان دیگر، هنگام ثبت نام در دانشگاه به ما اعلام کردند از آنجایی که اغلب مراجع مهندسی و کتب درسی به زبان انگلیسی است و نیز همه مدرسان به این زبان تکلم و تدریس نموده و آزمون می گیرند، لذا دانشجویان تازه وارد یک ماه فرصت دارند تا با فراگیری زبان انگلیسی برای تحصیل در این دانشگاه آماده شوند.

این کار به نوعی آزمون پایداری دانشجویان نیز به حساب می آید. جالب است بدانید تا جایی که به خاطر دارم حدود ۵۰ نفر از ۱۲۰ نفردانشجوی ورودی سال ۱۳۵۴ به دلیل فشار دروس این دوره یک ماهه، و شاید آب و هوای گرم منصرف شدند و به سایر دانشگاه ها رفتند. همچنین به یاد دارم که مسئولان آموزش دانشگاه در پاسخ به گلایه های فراوان دانشجویان در خصوص سختی یادگیری زبان انگلیسی در یک ماه، همایشی ترتیب دادند و در این همایش از استاد زبانی دعوت نمودند که به بیش از ۳۰ زبان دنیا مسلط بود. ایشان متواضعانه و صمیمانه بیان نمودند که بر اساس تجربه ام، به شما قول می دهم که اگر بخواهید و تلاش کنید، یادگیری زبان انگلیسی در حدی که مورد نیاز برای شروع تحصیل در رشته مهندسی است، در ۱ ماه امکان پذیر بوده و پیش از شما نیز دانشجویان دیگری موفق به انجام اینکار شده اند. این تجربه در کنار فشارها و سختی هایش، به من آموخت که با خواستن و تلاش فراوان خیلی از کارهایی که به نظر سخت می رسند، امکان پذیر خواهند بود. آموزه ای که در سال های پس از آن و تا به امروز همراهم بوده است.

از نکات جالب دیگری که در خصوص دانشکده صنعت نفت آبادان و سخت گیری هایش به خاطر دارم، کارآموزی تابستانی هر ساله آن است. به عبارتی دیگر، دانشجویان پس از پایان امتحانات و در ابتدای تابستان فقط ۱۰ روز تعطیلی داشتند و پس از آن می بایست در مناطق نفت خیز، پالایشگاه ها، خطوط لوله و سایر تاسیسات در حوزه های صنعت نفت به کارآموزی می پرداختند و در پایان گزارشی مکتوب به زبان انگلیسی ارائه می نمودند. آن زمان اینکار بیش از اینکه خود سخت باشد برایمان بار روانی داشت، زیرا دانشجویان سایر دانشگاه ها می توانستند در اکثر سال ها، سه ماه تابستان را به استراحت و تفریح و یا مطالعه آزاد بپردازند و ما می بایست به کارآموزی می رفتیم. اما اکنون هنگامی که به آن روزها برمی گردم، به نظرم می رسد که اینکار علاوه بر استفاده بهینه از وقت دانشجویانی که برای شان هزینه می شد، ایجاد دید فنی در ایشان، تفهیم هرچه بهتر مطالب آموخته شده و حتی بهره برداری صنایع از خلاقیت و قوای فکری جوانان، می توانست موجب تربیت مهندسانی سخت کوش و با تجربه گردد که کارآیی آنها را پس از فارغ التحصیلی و جذب در بخش های گوناگون صنعت نفت به شدت، افزایش می داد.

انتخاب رشته تحصیلی در پایان نیمسال سوم صورت می گرفت و من در میان رشته های مختلف مهندسی (شامل نفت ، گاز ، برق و شیمی) رشته مهندسی مکانیک را انتخاب نموده و تا انتهای دوره، همواره شاگرد ممتاز این رشته مهندسی بودم.

سال چهارم تحصیل در دانشگاه مصادف شد با رخداد انقلاب اسلامی و رفتن بسیاری از استادان خارجی دانشکده نفت آبادان، به طوری که پس از نیمسال تعطیلی دانشگاه ها، ناچار به همراه ده ها نفر دیگر از دانشجویان ترم آخر، مهمان دانشگاه صنعتی شریف شدم و نیمسال آخر تحصیل خود را در این دانشگاه با ۲۷ واحد درسی گذراندم و در بهمن ماه ۱۳۵۸، در حالی که هنوز  به طور کامل مقطع کارشناسی را به پایان نبرده بودم، با رتبه دوم در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک سیالات دانشگاه شیراز پذیرفته شدم.

اما متاسفانه در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ با وقوع انقلاب فرهنگی، همه دانشگاه ها و از جمله دانشگاه شیراز تعطیل گشتند. تعطیلی دانشگاه ها موجب شد تا از ادامه تحصیل بازمانم. اما در تابستان ۱۳۵۹، به عنوان امریه سربازی در شرکت ملی گاز ایران به کار فراخوانده شدم. کارهای اولیه استخدام انجام شد و حتی بازدیدی عالی از پالایشگاه گورزین جزیره قشم برای شروع کار داشتم. اما عصر اولین روز کارآموزی ام در دیسپچینگ ملی گاز کشور که پشت پالایشگاه تهران واقع شده است، با حمله نیروی هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد و پالایشگاه تهران و آغاز جنگ تحمیلی مصادف شد. لذا مطابق عرف و قانون، دفترچه آماده به خدمت گرفتم و البته سه ماه به کار آموزی در شرکت گاز ادامه دادم و در آذر ماه سال ۱۳۵۹ خدمت سربازی خود را شروع نمودم.

مراحل آموزشی عمومی و تخصصی را به ترتیب در تهران و مرکز آموزش زرهی شیراز به انجام رساندم. بعد از شش ماه خدمت در لشکر زرهی زاهدان با درجه ستوان دوم وظیفه به لشکر قزوین منتقل شده و سپس به مدت یکسال از آذر ماه ۱۳۶۰ تا آذرماه ۱۳۶۱ افتخار حضور در جبهه های جنوب را داشتم و به عنوان فرمانده یک گروه ۲۳ نفره تجربیات و مهارت های مهم مدیریتی را در عمل کسب نمودم. از جمله افتخارات من حضور در کنار هموطنان در عملیات بیت المقدس شامل عبور از رودخانه کارون در اردیبهشت ۱۳۶۱ و آزادسازی مناطق وسیعی از استان خوزستان و در نهایت خرمشهر است. خاطرات فراوانی از فداکاری های صادقانه جوانان برای حفظ وجب به وجب این مرز و بوم، از آن روزگار برایم به یادگار باقی مانده که حتی تا به امروز که بیش از ۳۵ سال از تاریخ می گذرد، الهام بخش من هستند.

در آذرماه ۱۳۶۱ پس از اتمام دوره سربازی به اداره مهندسی و ساختمان وزارت نفت پیوستم و در پروژه احداث خط لوله ۱۶ اینچی ایستگاه افرینه به پالایشگاه کرمانشاه، که با عبور از رشته کوه های زاگرس طول آن به ۱۷۶ کیلومتر می رسید، به عنوان کارشناس مشغول به کار شدم. آن زمان به دلیل اشغال نفت شهر توسط نیروهای عراقی، پالایشگاه کرمانشاه با مشکل خوراک مواجه شده بود و این پروژه می بایست با حداکثر سرعت همراه با حفظ کیفیت و البته در شرایط مالی زمان جنگ انجام می شد. حضور در این پروژه بسیار مفید بود، به مهارت های بنده افزود و در سال های بعد جزو سرمایه های ارزشمند من هنگام تحصیل در خارج از کشور گردید.

 

شرکت فولاد مبارکه (پروژه مدیریت کیفیت جامع)

 

جناب آقای دکتر مالک، چرا انستیتو فناوری کرنفیلد؟ چرا رشته مهندسی متالورژی و جوشکاری؟

به خاطر دارم که در زمان سربازی بخشی از اوقات فراغتم را اغلب با مطالعه پر می کردم و به خصوص موضوعاتی را که به نظرم مفید می آمد، ولی در دوران دانشگاه خوب یاد نگرفته بودم، را مرور می کردم. یکی از این درس ها متالورژی و روش های تولید بود. این مطالعات بعدا در کنار تجربیاتی که در طی دو سال کار در پروژه خط لوله به دست آوردم، باعث شد تا به اهمیت نه فقط نگاه تجربی، بلکه نگاه علمی به فناوری جوشکاری و بازرسی فنی و کنترل کیفیت پی ببرم.

پیرو این تصمیم، در سال ۱۳۶۲ جهت دریافت بورسیه اقدام نمودم و وزارت علوم نیز با توجه به سوابق تحصیلی من با بورسیه اینجانب موافقت کرد، مشروط بر اینکه اداره مهندسی وزارت نفت نیز موافقت نماید. البته شرکت نفت حدود ۹ ماه از پذیرش این امر خودداری می نمود اما با پایان موفقیت آمیز پروژه و تشویق تمامی اعضای تیم پروژه توسط وزیر نفت، با درخواست  مرخصی تحصیلی من موافقت شد.

یادم هست در انتهای زمان حضورم در شرکت نفت و پیش از مسافرت به انگلستان در سال ۱۳۶۲ شنیدم که استادی در دانشگاه صنعتی شریف به نام "دکتر کوکبی" با تخصص جوشکاری حضور دارند که فارغ التحصیل یکی از دانشگاه های بریتانیا می باشند و سمینارهای ایشان در زمینه جوشکاری مخاطب و علاقمندان زیادی در میان مدیران صنعت و به خصوص صنعت نفت پیدا کرده است. این اولین باری بود که نام جناب آقای دکتر کوکبی را می شنیدم و بدون اینکه ایشان را بشناسم، مصمم شدم تا در صورت امکان در رشته جوشکاری ادامه تحصیل دهم.

از جمله عوامل دیگری که در انتخاب رشته جوشکاری موثر بودند، تجربیات حاصل از فعالیت در صنعت نفت از زمان کارآموزی در پالایشگاه ها تا اشتغال در شرکت مهندسی و ساختمان نفت و نیز توصیه یکی از همکاران پروژه با نام جناب "مهندس دوکوهکی" بود که این رشته را به حق دارای آتیه خوبی می دانستند.

از این رو پس از ۲ سال همکاری با شرکت مهندسی و ساختمان نفت، در سال ۱۳۶۳ به قصد ادامه تحصیل عازم انگلستان شدم. پس از ورود به انگلستان به مطالعه شرایط دانشگاه های فعال در عرصه آموزش جوشکاری پرداخته و پس از بررسی های فراوان در رشته مهندسی جوشکاری انستیتو فناوری کرنفیلد (Cranfield Institute of Technology) که دانشگاهی خصوصی بوده و امروزه با نام دانشگاه کرنفیلد (Cranfield University) شناخته می شود، ثبت نام نمودم.

لازم به ذکر است که تمایل من جهت ادامه تحصیل در رشته فناوری جوشکاری موجب شد تا من بورسیه وزارت نفت را که جهت تحصیل در رشته مهندسی مکانیک سیالات به من اعطا شده بود، از دست بدهم. زیرا آنان نپذیرفتند که من در رشته فناوری جوشکاری تحصیل نمایم. بنابراین با بورسیه وزارت علوم که تنها مقطع کارشناسی ارشد را شامل می شد، ادامه دادم. البته این امر دلیلی شد تا من آن چنان به مطالعه و پژوهش بپردازم که پس اتمام دوره کارشناسی ارشد، موفق به اخذ بورسیه دکترا (ORS) از سازمان دانشگاه های انگلستان شوم.

در کرنفیلد این موهبت نصیبم شد تا با یکی از بهترین اساتید در زمینه مهندسی جوش با نام پرفسور اپز (R. L. Apps) همکاری نمایم. ایشان بسیار به من محبت داشتند و منش ایشان تاثیری قابل ملاحظه در نحوه برخورد و تعامل اینجانب با دانشجویانم داشته و دارد. به کمک ایشان موفق شدم تا پس از اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، مدتی به عنوان دستیار آموزشی در انستیتو فناوری کرنفیلد و چند ماهی نیز در یک شرکت مهندسی مشاور در لندن فعالیت نمایم. پس از آن در عین حال که موفق به اخذ بورسیه دکترا از ایران شده بودم، به کمک ایشان بورسیه ای برای مقطع دکترا از انستیتو فناوری کرنفیلد دریافت نمودم که با عنایت به تمایلم جهت ادامه تحصیل در دانشگاه کرنفیلد و اینکه بورسیه من می توانست برای شخص دیگری در ایران که شاید از امکانات من برخوردار نبود، استفاده شود، از بورسیه پیشنهادی دکتر اپز استفاده نمودم و از این بابت همواره از ایشان سپاسگزارم و قدردان زحمات شان هستم.

به این ترتیب دوره دکترای مهندسی جوشکاری خود را در انستیتو فناوری کرنفیلد آغاز نمودم. دوره دکترا در انگلستان دارای درس نیست، بلکه شامل طرحی پژوهشی است که در مواردی برای دانشجو در بخش صنعت تعریف می شود. بورسیه اینجانب نیز مطابق این رویه، پروژه ای بود که با همکاری کارخانه دلورو استلایت و در خصوص آلیاژهای سخت پوشی (Hardfacing)  پایه کبالت تعریف شده و من موفق شدم در مدت ۳۶ ماه آن را به انجام رسانده و دکترای خود را دریافت نمایم. پس از آن به پیشنهاد استادم مدیریت فنی کارخانه ای در بیرمنگام را پذیرفتم که در ساخت کوره های صنعتی فعال بود. اینکار تجربه ای بسیار عالی در زمینه جوشکاری انواع فولادهای زنگ نزن و آلیاژهای پایه نیکل در مقیاس صنعتی، برای من به ارمغان آورد. پس از آن و با اتمام زمان تخصیص یافته جهت تحصیل، در اسفند ۱۳۶۹ به ایران بازگشتم.

جناب دکتر مالک، چنانچه فرمودید حضرتعالی در انگلستان از موقعیت کاری خوبی برخوردار بودید، آیا این فکر به ذهن تان خطور کرد که در آن کشور بمانید و به پژوهش و اشتغال ادامه دهید؟

هنگامی که شخصی با استفاده از بورسیه تحصیلی به یک کشور خارجی می رود، مملکت هزینه های فراوانی برای ایشان می پردازد که پولی که برای اش حواله می شود تنها بخشی از این هزینه ها است. فقدان خدماتی که در صورت حضور و اشتغال، کشور می توانست از آن بهره بده و نیز برخورداری از سهمیه ای که شاید می توانست توسط شخصی مستعدتر مورد استفاده قرار گیرد، از جمله این هزینه ها است. تمامی این هزینه ها صورت می گیرد به این امید که کشور در آینده از خدمات او بهره بیشتری برد. در این شرایط دیگر کمتر جایی برای رفتار غیرحرفه ای باقی می ماند. اما یک نکته اینجا خیلی به این تصمیم کمک نمود، من اطمینان داشتم که دانش و مهارت های که فرا گرفته ام، برای کشور و جامعه ام مفید است و با تکیه بر تجربیات کاری، می دانستم که خواهم توانست راهی مناسب را پیدا کنم.

 

عسلویه (پروژه احداث مخازن ذخیره LPG)

 

دوران پس از بازگشت جناب دکتر مالک به ایران چگونه بود؟

پس از برگشت بلافاصله به وزارت علوم مراجعه نمودم و به انتخاب آن وزاتخانه در هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس مشغول به خدمت شدم. بازگشت من همزمان شد با اولین کنفرانس ملی جوش و بازرسی، که در اسفندماه ۱۳۶۹ در شرکت صنایع آذرآب در اراک برگزار شد.  بنابراین پس از انجام برخی کارهای مقدماتی برای رفتن به این کنفرانس اقدام نمودم و در آنجا بود که برای اولین بار جناب آقای دکتر کوکبی را ملاقات نمودم و دوستی بین مان شکل گرفت که تا به امروز نیز ادامه دارد.

در طول برگزاری اولین کنفرانس جوش و بازرسی با برخی از مدیران شرکت صنایع نصب آذرآب آشنا شدم و فعالیت های مشاوره ام را به این شرکت آغاز نمودم. به خاطر دارم که در آن زمان ریاست دانشکده فنی دانشگاه تربیت مدرس بر عهده جناب آقای "دکتر جعفر توفیقی" بود که بعدها مدتی نیز مسئولیت وزارت علوم را برعهده داشتند. از خصوصیات بارز ایشان تشویق اساتید جوان جهت فعالیت و همکاری با صنعت بود، زیرا که ایشان معتقد بودند اینکار می تواند از یک طرف موجب افزایش اعتبار دانشگاه تربیت مدرس و تقویت ارتباط میان صنعت و این دانشگاه شده و از سوی دیگر به تدریس و تحقیق بهتر توسط اساتید منجر گردد.

با کدام یک از بخش های صنعت همکاری نموده اید؟

صنایع و شرکت های فراوانی هستند که افتخار همکاری با ایشان را داشته ام که برخی از آنها عبارتند از :

  • مهندسین مشاور آسه صنعت (از موسسان و همکاران همیشگی این شرکت)
  • شرکت نصب صنایع آذرآب (تعمیر نیروگاه بوشهر ، مخازن کروی پالایشگاه بندر عباس ، سیمان اردبیل ، بویلر کشتی نفتکش و ...)
  • شرکت رادیاتور ایران (مشاور در استقرار ISO 9000 به عنوان اولین شرکت ایرانی دریافت کننده این گواهینامه در سال ۱۳۷۴)
  • ماشین سازی اراک (مشاوره در سیستم کیفیت)
  • شرکت صنعتی آما (مشاوره در سیستم کیفیت و سپس پروژه های تحقیقاتی - کاربردی متعدد)
  • شرکت کیسون (خط لوله تزریق گاز آغاجاری و پروژه ایران مال)
  • مهندسین مشاور پارس (خط لوله صلح)
  • گروه خودروسازی ایران خودرو (تعمیر قالب ها با استفاده از جوشکاری پودری - Powder welding - و بهبود عملیات جوشکاری بدنه خودروی پژو ۴۰۵)
  • گروه خودروسازی سایپا (شرکت قالب های بزرگ صنعتی)
  • شرکت ایران توحید (تولید گلمیخ مورد استفاده در سقف های کامپوزیت فولاد و بتن)
  • مرکز ملی علوم و فنون لیزر (پروژه های متعدد جوشکاری لیزری و به تازگی عملیات حرارتی سطحی با لیزر)
  • و شرکت های دیگر

اینجانب همچنین در حال حاضر عضو هیات مدیره "انجمن مهندسین متالورژی ایران" و نیز عضو هیات مدیره "انجمن سازه های فولادی ایران" می باشم.

لطفا در خصوص جایگاه کنونی تان در دانشگاه تربیت مدرس توضیح بفرمایید؟

اکنون برای دومین بار مدیریت دپارتمان (بخش) مهندسی مواد را برعهده دارم. این دپارتمان شامل چهار گروه تخصصی شناسایی و انتخاب مواد، مهندسی خوردگی، مهندسی سرامیک و فناوری نانو مواد می گردد. در مجموع هفده همکار هیات علمی با در اختیار داشتن پانزده آزمایشگاه و سه کارشناس مشغول ارائه خدمت به نزدیک به ۱۰۰ دانشجوی کارشناسی ارشد و ۵۰ دانشجوی دکتری می باشیم. در این دوره، سال جاری هشتمین سالی است که این سمت را برعهده دارم و به عنوان یکی از اولویت ها حداکثر تلاش خود را جهت ایجاد، نگهداشت و ارتقای انگیزه در اساتید و دانشجویان مبذول می نمایم. به نظر من یکی از مهمترین وظایف ما مدرسان ایجاد انگیزه در دانشجویان جهت مطالعه و تحقیق است و یکی از مواردی که به آنها انگیزه می دهد، آشنا نمودن ایشان با کاربردهای رشته های تحصیلی بوده و اینکه مطالبی که فرا می گیرند، بعدها برای ایشان و سازمان شان ارزش افزوده به همراه خواهد داشت. تدریس مفاهیم علمی پیچیده به تنهایی انگیزه ای در آنها ایجاد نمی کند، اما با دیدن کاربرد این مفاهیم در عمل، انگیزه و اشتیاق مورد نیاز جهت یادگیری پیچیده ترین مفاهیم ایجاد خواهد شد.

در سطح جهان و حوزه دانشگاهی رقابتی جهت تولید علم وجود دارد و اغلب دانشگاه های معتبر امکانات بیشتری نسبت به دانشگاه های ایران دارند. بنابراین ایجاد و حفظ انگیزه در دانشجویان می تواند تا حدودی کمبود امکانات را جبران نموده و ابزاری موثر برای باقی ماندن در این رقابت باشد. در تاریخ ایران امثال این مورد را فراوان می بینیم، بسیاری از چهره های ماندگار تاریخی ما از جمله ابن سینا، ابوریحان، حافظ، سعدی و سایر مفاخر علمی و ادبی کشور، اغلب از امکانات فراوانی برخوردار نبودند اما اشتیاق و انگیزه موجود در آنها باعث خلق آثاری شده که صدها سال پس از ایشان باقی مانده، مطالعه و حتی در سطوح بین المللی تدریس می شود.

اینکه استاد و دانشجو باور کند که در این محیط می توانند فعالیت نموده و تحقیق نمایند، از اهمیت فراوانی برخوردار است و در تلاشی همیشگی هستم تا در این گروه چنین محیطی حفظ شده و بهبود یابد و دانشجو خود را همراه استاد دیده و منافع مشترک حاکم باشد. معتقدم که در محیط های صنعتی نیز چنین است، به نظر من یکی از اصلی ترین وظایف مدیران بخش های گوناگون صنعت و اقتصاد، ایجاد انگیزه در کارکنان جوان است که می تواند مشوق آنها برای انجام کارهای بزرگ شود که هم مجموعه و هم کشور از آن منتفع گردد.

 

 

نظرتان در خصوص ارتباط موجود میان صنعت و دانشگاه و اقداماتی که می بایست در این خصوص انجام شود، چیست؟

هدف کلی آن است که دانشگاه ارتباط خود را با صنعت و نیز جامعه ای که هزینه های آن دانشگاه و به خصوص نوع دولتی آن را می پردازد، حفظ نماید و ما می بایست به کمک یکدیگر، دانشجویان را برای کار در جامعه و صنایع آماده نمایم. به باور من رشته مهندسی یعنی ارتباط با صنعت. البته ضروری است که با دنیا در ارتباط بوده و از آخرین اخبار و رویدادهای علمی و فناوری مطلع باشیم، اما اطلاع و رفع مشکلات صنعت داخلی و برنامه ریزی برای آینده کشور در اولویت می باشد.

به نظر من دانشگاه های دولتی می بایست بدون دغدغه مالی به کمک صنعت بیایند، تا صنعت بتواند نیازهای جامعه را پاسخ دهد، با عنایت به شناخت و تجربیاتی که از صنایع کسب نموده ام، اطمینان دارم که اگر دانشگاه به کمک صنعت بیاید، صنعت نیز به دانشگاه کمک خواهد کرد.

به شخصه فکر می کنم که اکنون اکثر دانشگاه ها اطلاع دقیقی از انتظارات صنعت ندارند. علمی که در دانشگاه ها تدریس می شود در اکثر موارد متفاوت از نیازهای صنعتی ما است، زیرا که صنایع داخل کشور و صنایع در کشورهای توسعه یافته براساس سطح فناوری و مدیریتی که در اختیار دارند، دارای نیازمندی های متفاوتی هستند. این دو می بایست تطبیق داده شوند. ارتباط صنعت و دانشگاه جهت به ثمر نشستن، نیازمند زمان است. هر دو طرف می بایست در آن پایدار باشند تا نتایج آن را ملاحظه نمایند و این بسیار مهم است.

به شخصه قدردان آن گروه از مدیران دانشگاهی هستم که به همکاری دانشگاه با صنعت اعتقاد داشته و از اساتیدی که در این زمینه فعالیت می کنند، حمایت می نمایند. به بار نشستن ارتباط یک استاد با صنعت نیازمند زمان و پشتیبانی است. متاسفانه امروزه نسبت اساتیدی که از منظر حرفه ای شناخته شده بوده و در عین حال در دانشگاه به تربیت مهندسان محقق نیز اشتغال داشته باشند، رو به کاهش است.

در حال حاضر دو رویکرد برای تحصیل در رشته مهندسی جوشکاری وجود دارد، کارشناسی ارشد مهندسی جوشکاری در دانشگاه و نیز تحصیل در رشته مهندسی بین المللی جوشکاری (IWE)، فارغ التحصیلان این دو رشته چه تفاوتی دارند؟ صنعت می بایست چه انتظاری از هر گروه داشته باشد؟

مهندسی بین المللی جوشکاری (IWE) مطابق تعریف، قرار است تا مهندس حرفه ای تربیت نماید. نیاز بازارکار در اکثر صنایع کشور و جهان بخصوص در فناوری جوشکاری نیز بیشتر مبنی بر مهندسان حرفه ای است. البته صنعت تنها به مهندسان حرفه ای نیاز ندارد، بلکه بخش هایی از آن از جمله مجموعه های دارای تحقیق و توسعه پیشرفته و پیشرو نیاز به مهندسان ارشد محقق قوی دارند. برای چنین بخش هایی مهندس محقق به مهندس حرفه ای ارجحیت دارد. اما هیچ یک از این دو رویکرد در تربیت نیروی انسانی به طور مطلق برتر از دیگری نیست، بلکه بسته به بازار کار هدف دارد.

بنابراین می بایست در این زمینه تعادل ایجاد شده و حفظ گردد. به این معنی که دانشگاه درکی از این موضوع داشته باشد و چنانچه نیاز بر این شکل تشخیص داده می شود که برای سال های آتی به ۷۰ درصد مهندس حرفه ای و ۳۰ درصد مهندس محقق نیاز است، مناسب است یک موسسه آموزشی از جمله دانشگاه ها جهت برآوردن این نیاز، برنامه ریزی و حرکت نمایند. البته طبیعی است که این میزان برای صنایع مختلف، متفاوت است. در برخی از صنایع این درصد کمتر و در بعضی صنایع این میزان بیشتر است. اما بطور میانگین، چنانچه ما به مهندسان حرفه ای بیش از مهندسان محقق نیازمندیم، برنامه ریزی های می بایست به گونه ای انجام شود تا این مهم حاصل گردد.

بنابراین در پاسخ به سوال تان می بایست بگویم که در انتخاب کارشناس ارشد مهندسی جوشکاری و یا مهندس بین المللی جوشکاری (IWE)، به هدف شغلی بستگی دارد. چنانچه جنبه تحقیقاتی شغل مورد نظر پررنگ تر است، شاید کارشناسی ارشد جوشکاری، توانمندی های بهتری ایجاد نماید و چنانچه موقعیت کاری صنعتی هدف است، به نظر می رسد که فارغ التحصیلان دوره هایی مانند مهندسی بین المللی جوشکاری (IWE) موثرتر خواهند بود. البته به شرطی که دوره مهندسی بین المللی جوشکاری (IWE) با کیفیتی مناسب اجرا شوند.

اما از سوی دیگر دانشگاه ها بیشتر انعطاف پذیری دارند، می توانند در دوره های کارشناسی ارشد جوشکاری، بخشی را به آموزش های حرفه ای سطح بالای مهندسی جوش و ارتباط با صنعت اختصاص دهند تا زمینه حرفه ای را در کنار زمینه علمی و تحقیقاتی در فارغ التحصیلان خود تقویت نمایند. همچنین پروژه ها می توانند در راستای حل مشکلات صنعتی باشد، در این صورت فکر می کنم چنین کارشناسی ارشد جوشی می تواند پاسخگوی بسیاری از نیازها باشد و بیشتر مقبول واقع شود. بخش مهندسی مواد دانشگاه تربیت مدرس با این نگاه سعی در بروزآوری برنامه های آموزشی و توسعه ارتباط با صنعت بوده است.

با عنایت به نیاز صنعت به مهارت های عملی در کنار مباحث نظری، چه توصیه ای برای دانشجویان یا فارغ التحصیلان دارید تا بتوانند در کنار جنبه های نظری، جنبه های عملی خود را نیز تقویت نمایند؟

توصیه من به تمامی دانشجویان آن است که خود را محدود به درس خواندن برای نمره ننمایند. به عنوان نمونه از یک مهندس جوش انتظار نمی رود که خود جوشکاری نماید، اما لازم است است تا بطور کامل فرایند جوشکاری را بشناسد و بطور طبیعی جوشکاری عملی نیز بخشی از این فرایند است. همچنین توصیه می کنم که مهارت های تعامل با سایرین را که می تواند در موفقیت ایشان بسیار موثر باشد، بیاموزند. مهندسان فراوانی را دیده ام که در زمینه علمی از دانش و پشتکار فراوانی برخوردارند اما به دلیل روابط عمومی ضعیف و یا عدم اطلاع از نحوه تعامل با دیگران، به موفقیت هایی که سزاوار آن هستند، دست نیافته اند. بنابراین فارغ از مباحث فنی، یادگیری مهارت های انسانی نیز نقش موثری در موفقیت ها دارد.

در دپارتمان مهندسی مواد دانشگاه تربیت مدرس، تلاش داریم تا دروس مختلف را هرچه بیشتر و به روش های گوناگون کاربردی نماییم و محیط را برای تعاملات علمی و حرفه ای با بیرون دانشگاه مناسب سازیم. موارد ذیل از جمله فعالیت های انجام شده است :

  • افزودن واحد آزمایشگاه به برخی از دروس
  • انجام کار آزمایشگاهی در کنار تدریس
  • بازدیدهای صنعتی و علمی
  • دعوت از متخصصان بخش صنعت جهت مشارکت در تدریس
  • اجرای پروژه ها و تمرینات کاربردی و صنعتی در دروس
  • برگزاری آزمون با استفاده از اطلاعات واقعی و سوالات صنعتی
  • برگزاری سخنرانی های علمی و صنعتی هم جهت با تدریس
  • تغییر و به روزآوری سرفصل ها
  • بازدید از نمایشگاه های صنعتی همراه با گروه های دانشجویی

 

 

در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مهندسان پس از کسب برخی ویژگی ها به عنوان مهندس حرفه ای (Professional Engineer - PE) شناخته می شوند. نظرتان در خصوص جایگاه مهندسی حرفه ای جوشکاری (WPE) در ایران چیست؟

بطور کلی اینجانب با هر مبحثی که باعث ارتقای سطح کیفی دانش آموختگان مهندسی جوشکاری شود، موافق هستم و از آن حمایت می کنم اما به یاد داشته باشیم که برخی از موارد پیش از اجرا نیازمند بازارسازی است. در خصوص مهندس حرفه ای جوشکاری (Welding Professional Engineer) و یا هر رشته دیگری نیز اوضاع بر همین روال است. آیا بازار هدف در این زمینه احساس نیاز می کند؟ بر اساس این ادبیات و تا جایی که اینجانب اطلاع دارم، صنعت ما به مفهوم عام آن، هنوز از زیرساخت های مورد نیاز برای اینکار برخوردار نیست اما در رابطه با صنعت ساختمان و سازمان نظام مهندسی، شاید اوضاع به گونه ای دیگر بوده و نیازمند بررسی بیشتر باشد.

آیا از معلمان و استادان کسی را به خاطر دارید که رفتارشان به نوعی بر منش کنونی تان تاثیرگذار بوده باشد؟

البته، جناب پروفسور اپز (R.L.Apps)، مدیر گروه جوشکاری انستیتو فناوری کرنفیلد، به نظر من انسان وارسته و معلمی بسیار ارزشمند بودند و همانطوری که پیشتر گفتم صرف نظر از مطالب علمی که در محضرشان فراگرفتم، از منش ایشان، روش تدریس و نحوه برخوردشان با دانشجویان نیز فراوان آموختم که خاطرات و آموزه های آن تا به امروز همراه من هستند. شخص دیگری که فراوان از ایشان الهام گرفته ام جناب آقای دکتر کوکبی است که پیشکسوت هستند و از نظرات ایشان نیز بسیار بهره برده ام و از افتادگی و متانت شان فراوان آموخته ام.

لطفا بفرمایید که کدام دروس رشته های متالورژی و جوشکاری را تا کنون تدریس فرموده اید؟

در دانشگاه تربیت مدرس، دروس "متالورژی پیشرفته جوشکاری" ، "آزمون غیرمخرب پیشرفته" ، "کنترل کیفیت پیشرفته" ، "فرایندهای جوشکاری پیشرفته" ، "طراحی جوش" و درسی خاص به نام "عدم قطعیت در اندازه گیری" و در گذشته درس "ترمودینامیک پیشرفته"  را ارائه نموده ام. نزدیک به ۱۰ سال درس "بازرسی جوش" را برای دانشجویان کارشناسی ارشد جوشکاری دانشگاه صنعتی شریف و نزدیک به همین مدت درس "متالورژی پیشرفته جوشکاری" را برای دانشجویان کارشناسی ارشد جوشکاری دانشگاه تهران و اکنون حدود ۵ سال است که درس "استانداردهای جوشکاری" را برای دانشجویان دانشگاه تهران ارائه می نمایم. در دانشگاه صنعت نفت نیز درس "بازرسی جوش" را برای دانشجویان کارشناسی ارشد بازرسی ارائه نموده ام.

همچنین در این مدت تجربیات فراوانی از همکاری با صنعت کسب نموده ام که در تلاشی مستمر جهت وارد نمودن این آموخته ها در فرایند تدریس به دانشجویان هستم. از جمله این تلاش ها، تدوین درسی به نام "بازرسی تجهیزات نفت و گاز" می باشد که اکنون بیش از ۱۰ سال است آن را در دانشگاه تربیت مدرس به عنوان درسی انتخابی در رشته شناسایی و انتخاب مواد ارائه می نمایم. این درس با هدف آموزش نحوه کار با استانداردها جهت طراحی و بازرسی تجهیزات صنعت نفت و گاز تدوین شده و شامل مباحثی غیر از مهندسی جوش نیز می گردد.

از همکاری تان با موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران بفرمایید.

من در تدوین ویرایش نخست استاندارد ایزیری ۳۸۳۴ (ISIRI 3834) با موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران همکاری نمودم. اما در اینجا تمایل دارم تا در اینجا توصیه ای به تدوین کنندگان استانداردهای ملی داشتم باشم. برخی از شرکت های ایرانی که با شرکت های غیرایرانی همکاری می نمایند، اغلب در مکاتبه و ارتباط با طرف خارجی دچار مشکل می شوند. پیشنهاد من آن است که در صورت امکان استانداردهای ملی به صورت دو زبانه فارسی و انگلیسی تدوین شوند. این امر می تواند موجب تسهیل فرایند همکاری با شرکت های خارجی شده و از برخی ابهامات، سوء تفاهم ها و مشکلاتی که به این دلیل به وجود می آید، جلوگیری نماید. این امر در برخی از کشورها انجام شده و نتایج مفیدی به دست آمده است. از جمله کشور مالزی که تا جایی که بنده اطلاع دارم، استانداردهای فنی این کشور تنها به زبان انگلیسی تدوین می شوند.

 

 

از همکاری تان با مرکز پژوهش و مهندسی جوش ایران (IWREC) بفرمایید.

من در گذشته همکاری گسترده ای با مرکز پژوهش و مهندسی جوش ایران داشته ام و امیدوارم که در آینده نیز بتوانم به این همکاری ادامه دهم.

ارزیابی کلی تان از دانشجویانی که این روزها مشغول به تحصیل در دانشگاه های کشور می باشند، چیست؟

امروز عصر انفجار اطلاعات است، مقدار اطلاعاتی که یک دانشجو به صورت هفتگی از طریق موبایل خود دریافت می کند بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که در همان مدت از اساتید خود می گیرد. بنابراین اساتید می بایست با اشراف بر این واقعیت اطلاعات ارائه شده را به شکلی غنی و به صورتی مناسب ارائه نمایند، بطوری در میان این انبوه اطلاعات، این مطالب جلوه نماید. از سوی دیگر کاهش اعتبار رشته های مهندسی نزد افکار عمومی، که گاه محیط های دانشگاهی نیز به آن دامن می زنند، موجب کاهش انگیزه دانشجویان شده است. همچنین ما در حال حاضر سرگرم تدریس دروسی هستیم که طی سالیان گذشته بدون تغییر بوده و به روزآوری نشده اند. اغلب دانشجویان هنگامی که احساس می کنند در زمینه ای (مطالعاتی یا پژوهشی) آینده ای برای ایشان نهفته است، مبحث مربوطه را با علاقمندی بیشتری پی گیری می نمایند.

همچنین بسیاری از دانشجویان هنگام ورود به رشته های مهندسی هیچ گونه دیدی از آینده کاری این رشته ها ندارند. مطلبی که می تواند در آینده موجب زدگی و نامیدی ایشان شود. بنابراین بسیار بهتر است که به شکلی روشمند در خود دانشگاه اطلاع رسانی لازم در مورد رشته تحصیلی و کاربرد آن به ایشان انجام گیرد. همانطوری که پیشتر گفتم، دانشجو نمی بایست از ترس نمره درس بخواند، بلکه می بایست از روی بینش تحصیل نماید و این ممکن نخواهد شد مگر آنکه رشته اش را بشناسد. به نظر من دانشجویان نسبت به گذشته مستعدتر هستند. آنها عطش بیشتری برای دریافت اطلاعات داشته و از آمادگی بالاتری برای فراگیری برخوردارند. اما در کل سیستم دانشگاهی هنوز برخوردی سنتی دارد و نمی تواند توجه دانشجویان را به حد کافی جلب نماید.

وضعیت تولید علم در دانشگاه ها را چگونه ارزیابی می فرمایید؟

عزیز نسین داستانی دارد در مورد بازدید وزیر کشاورزی ترکیه از زمین های کشاورزی و می بیند که کشاورزان گله مند هستند از آسیب هایی که گرازها به محصولات ایشان وارد می نمایند. ایشان دستوری صادر می کند مبنی بر اینکه هرکس گراز را کشته و دم آن را بیاورد، جایزه ای دریافت نماید و بودجه ای نیز برای اینکار اختصاص می دهند. پس از چند سال بازدید دیگری صورت می گیرد و ایشان متوجه می شوند که همچنان مزارع توسط گرازها تخریب می شود. ایشان همچنین متوجه شدند که این گرازها اکثرآ فاقد دم هستند، خلاصه کاشف به عمل می آید که مردم گرازها را گرفته، دم آنها را کنده و برای جایزه می برند و البته خود گرازها را رها می کنند. همچنین شرکت هایی تجاری تاسیس شده اند که در کسب و کار واردات دم گراز از آرژانتین می باشند. بنابراین به نظر می رسد که داستان مقابله با گراز در عمل  به کلی تغییر کرده است. این داستان طنز و خیالی در رابطه با بسیاری از امور، در صورت مدیریت  و نظارت ضعیف، می تواند روی دهد.

تولید علم بخصوص در رشته های مهندسی می بایست همراه با فرهنگ سازی و شفاف سازی هدف و نیازکه می تواند کوتاه مدت و بلند مدت باشد، صورت گیرد وگرنه داستان فوق به صورتی قابل تکرار خواهد بود. به نظر من مهمترین محصول دانشگاه ها مقاله، کتاب و ثبت اختراع نیستند. بلکه محصول اول هر دانشگاهی توسعه استعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان است. دانشگاه  نباید با یک موسسه انتشاراتی اشتباه گرفته شود. به نظر من نگاه هدفمند هنگامی میسر خواهد شد که هر دانشگاهی شرایط و ماموریت خاص تاریخی و جغرافیایی خود را تشخیص دهد، به این ترتیب هر صنعت با عنایت به ویژگی های مورد نظر، خواهد دانست که فرد مناسب کار خود را در هر مورد و زمان از میان فارغ التحصیلان کدام یک از دانشگاه ها جذب نماید.

از سوی دیگر شرایط اقتصاد جهانی در این روزگار موجب شده که یافتن شغل در رشته مرتبط کار دشواری باشد و این منحصر به ایران نیست. مدتی پیش آمارهایی راجع به انگلستان را مطالعه می کردم که در آنها ذکر شده بود بطور متوسط کمتر از ۵۰ درصد فارغ التحصیلان رشته های مهندسی در زمینه هایی مرتبط با رشته  تحصیل شان مشغول کار هستند. امروزه تمامی خانواده به ارزش تحصیل پی برده و روی فرزندان شان سرمایه گذاری کرده اند، بنابراین بدیهی است که رقابت فشرده تر شده باشد. برای کسب موفقیت دیگر استاندارد بودن کافی نیست بلکه می بایست جزو بهترین ها باشید.

در حال حاضراکثر دانشگاه ها ما بسته ای تدوین شده را سال ها به دانشجویان تحت عنوان سر فصل های آموزشی مصوب ارائه می نمایند. در حالی که به نظر می رسد فرایند آموزش به سمت اختصاصی شدن پیش می رود، یعنی در آینده بسته های آموزشی به شکل اختصاصی و با عنایت به استعدادها و نیازهای هر دانشجو و نه به صورت از پیش تعیین و تدوین شده ارائه خواهد گردید.

یکی از همکاران که در آلمان تحصیل کرده است، تعریف می کند که روزی از فرزندشان که در مدارس آن کشور در حال تحصیل بود پرسیده اند که شاگرد اول کلاس شما چه کسی است؟ فرزند ایشان پاسخ دادند که در چه درسی؟! در هر درس یکی از همکلاسی ها که دارای استعداد بیشتری در آن زمینه است، پیشروتر بوده ولی این چنین نیست که یک نفر شاگرد اول کلاس باشد و بقیه هیچ. نکته جالبی است، زیرا هر کس با تمرکز بر علاقه و استعدادهایش، سعی در پرورش آنها می نماید. عطش شاگرد اول شدن می تواند به سرکوب استعداد در زمینه ای خاص منجر گردد.

به خاطر دارم هنگام تحصیل در انستیتو فناوری کرنفیلد، نظام آموزشی فاقد نمره بود. تنها قبول (Pass) و عدم قبول (Failed) ذکر می شد. اینکار باعث می شد که دانشجویان ممتاز فقط برای نمره مطالعه نکنند.

لازم به ذکر است که مقوله تولید علم  از اساس کیفی است و مقوله ای کیفی را به صورت شمردن ساده اندازه گیری نمی کنند. مدیریت دانشگاهی باید به قدری از عمق برخوردار باشد که همه این موارد را درک کند و فضای شکوفایی را برای همه فراهم نماید.

ارزیابی شما از صنعت جوشکاری ایران چیست؟

در سال ۱۳۷۲مرکز پژوهش و مهندسی جوش ایران، با سفارش سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، پژوهشی را در خصوص گلوگاه های صنعت جوشکاری ایران انجام داد. متاسفانه صنعت ایران همچنان نگاهی کمی به مقوله جوشکاری دارد. همانطوری که گفته شد نگاه کمی به مباحثی که از اساس کیفی هستند از آفات است. ثابت شده که جوشکاری مبحثی کیفی است. اما متاسفانه همچنان نگاهی کمی و کیلویی به آن می شود. این امر در کاربردهای کم اهمیت تر مانند در و پنجره سازی شاید مشکلی ایجاد ننماید، اما در زمینه های پراهمیت مانند ساخت انواع مخازن، انواع جرثقیل، انواع شناور، انواع خودرو، انواع سازه و بسیاری از کاربردهای دیگر نگاه کیلویی ، هرچند محاسبات را آسان تر می سازد اما موجب ایجاد مشکلاتی در دستیابی به اهداف می گردد که متاسفانه در نهایت تبعات آن متوجه صنعت و کل اقتصاد خواهد شد.

در حال حاضر امکان ساخت یا واردات با کیفیت ترین تجهیزات و یا مواد مصرفی جوشکاری در کشور وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد خواست و نظر مشتری است. به یاد داشته باشیم ورودی با کیفیت به طور طبیعی گران تر است، اما می تواند در حضور کارکنان دارای صلاحیت، تعهد و تجربه به خروجی با کیفیت تبدیل شود که همگان را منتفع نماید.

با عنایت به سوابق فعالیت های جنابعالی و به خصوص همکاری تان با بخش ساختمان، وضعیت کیفی سازه های ساختمانی جوشکاری شده را چگونه ارزیابی می نمایید؟ به نظرتان چه اقداماتی مورد نیاز است؟

اینجانب چندی است که این افتخار را یافته ام تا به عنوان عضو هیات مدیره انجمن سازه های فولادی ایران فعالیت نمایم. بررسی های انجام شده در این رابطه نشان می دهد که بزرگترین خطری که سازه های ساختمانی ایران را تهدید می نماید، قرار گرفتن ایران روی یکی از کمربندهای لرزه خیز جهان بوده که باعث وقوع هر از چندگاه زلزله های کوچک و بزرگ می گردد. سازه های ساختمانی ما اغلب پاسخگوی نیازهای معمول هستند اما نیازهای خاص در زمان رخداد این قبیل حوادث بروز می نماید . شاید حساس ترین بخش سازه که تعیین کننده عملکرد و پایداری آن به هنگام وقوع زلزله است، بخش اتصالات آن سازه و به خصوص اتصالات جوشی آن می باشد.  در مقررات ملی ساختمان مبانی طراحی سازه، طراحی اتصالات و روش های جوشکاری و نوع الکترود و نیز میزان و سطح بازرسی مورد بازنگری و بهبود قرار گرفته است، اما متاسفم که می بایست بگویم این موارد چندان مورد استفاده تمام و کمال مجریان قرار نمی گیرد.

 

مراسم گردهمایی سالانه دپارتمان مهندسی مواد دانشگاه تربیت مدرس

 

در خصوص نظام های تضمین کیفیت در جوشکاری از جمله استاندارد ایزو ۳۸۳۴ (ISO 3834) و لزوم جدی گرفته شدن آن توسط بخش صنعت بفرمایید؟

مجموعه سری استاندارد های ایزو ۳۸۳۴ (ISO 3834) با هدف نظامند کردن فعالیت های جوشکاری، شامل آموزش ها و مهارت کارکنان مرتبط با کیفیت فعالیت های جوشکاری با تاکید بر هماهنگ کنندگان فعالیت های جوشکاری در یک سازمان تولیدی توسعه یافته است. استانداردی در جهت پیشگیری از مشکلات کیفیتی و ایجاد اطمینان در مشتری و قانونگذار و به عبارتی استاندارد تضمین کیفیت است. استاندارد خیلی خوبی است به شرطی که اشخاص دخیل در پیاده سازی آن متوجه باشند که این استاندارد می بایست در فضای عملیاتی و کارگاهی و نه با دید کاغذبازی و کاغذسازی و بر اساس نیازمندی های مشتری، الزامات قانونی و ویژگی های تخصصی هر محصول شکل بگیرد. نه اینکه تنها یک گواهینامه اخذ شود و با تکیه بر آن پاسخگویی به دستگاه نظارت کم شود.

توصیه می کنم تا کارفرمایان محترم در قراردادهای خرید تجهیزات و سازه های جوشکاری شده مهم تر (به خصوص از لحاظ ایمنی)، بندی را اضافه نموده و پیمانکار را ملزم به رعایت الزامات استاندارد ایزو ۳۸۳۴ (ISO 3834) نمایند و فهرست های کنترلی (Checklist) خود را نیز بر این اساس اصلاح نمایند. اینکار می تواند در کوتاه مدت موجب افزایش اطمینان به کیفیت مجموعه ها و سازه های جوشکاری شده و در میان مدت حتی شرایط کلی صنعت جوشکاری را به نحو مطلوبی متاثر نماید.

دولت به عنوان بزرگترین مشتری در اقتصاد می تواند نقشی تعیین کننده داشته باشد، به یاد دارم که مشابه اینکار را دولت انگلستان در دهه ۱۹۸۰ برای استاندارد ایزو ۹۰۰۰ (ISO 9000) انجام داد. در آن زمان تامین کنندگانی که به دولت خدمات می دادند بسته به ظرفیت اسمی تولیدشان طبقه بندی شده و برای هر طبقه مدتی معین جهت پیاده سازی و رعایت الزامات و اخذ گواهینامه استاندارد ایزو ۹۰۰۰ (ISO 9000) از مراکز معتبر مجاز تعیین شد که البته نتایج مناسبی را نیز برای اقتصاد آن کشور به دنبال داشت. به نظر من موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران به عنوان بازوی تخصصی و اجرایی دولت در این زمینه، می تواند با طراحی و پیاده سازی برنامه ای بطور مثال ۵ ساله و حساب شده، شرایطی مشابه را برای استاندارد ایزو ۳۸۳۴ (ISO 3834) و تامین کنندگان حوزه صنعت جوشکاری ایجاد نموده و موجب شود تا کارفرمایان، مصرف کنندگان و در مقیاس کلان جامعه از فوائد آن بهره مند گردند.

در انتها و در صورت تمایل کمی درباره شرایط خانوادگی خود بفرمایید.

همسرم خانم مهندس قدری، مهندس الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت بوده که علی رغم استعداد و انرژی فراوان، به جهت درگیر بودن من در امور کاری و مسافرت های فراوان، همه تلاش را بر تربیت و تحصیل فرزندان گذاشتند که از این بابت از ایشان همیشه سپاسگزارم. یک دختر به نام نیلوفر و یک پسر به نام نوید دارم. دخترم مشغول تحصیل در مقطع دکترای گرایش زلزله از رشته مهندسی عمران است و پسرم مشغول تحصیل در مطقع کارشناسی گرایش فناوری اطلاعات از رشته مهندسی کامپیوتر می باشد.

جناب آقای دکتر مالک، از زمانی که جهت این گفتگو اختصاص دادید تا متخصصان جوشکاری و بازرسی که بسیاری از آنها دانشجویان حضرتعالی هستند، بهتر سوابق و نظرات تان را بشناسند، مجددا سپاسگزاری نموده و از طرف پایگاه ولدیکا و نیز تمامی مخاطبان برای تان آرزوی تندرستی، شادکامی و توفیق هرچه بیشتر در خدمت به ایران عزیزمان داریم.

من نیز از شما و مجموعه ولدیکا که در حال گردآوری و تدوین سوابق کاری فعالان صنعت جوشکاری و بازرسی ایران هستید که به نوعی تاریخچه این صنعت نیز محسوب می شود، سپاسگزاری نموده و خوشحال می شوم که نظرات و تجربیات خوانندگان مطالب را دریافت نمایم و تعامل دو طرفه داشته باشیم. برای تان آرزوی موفقیت دارم.

 

مرجع دانش جوشکاری

نظرات کاربران

برچسب‌ها